|
بدون شرح !
|
کسی می داند باد صدای مرا با خود به کجا می برد؟
حالا مثلا می خواهی چه کار کنی؟!
صلات ظهر یک مرداد داغ تمام نشدنی
_________ چه رخوت ساکن آزار دهنده ی عجیبی ...!
گاهی اوقات مجبورم حقیقتی را پس گریه های بی وقفه ام پنهان کنم.
سرفه هاتان چه قدر.....چه قدر سرفه هاتان آشناست!
اشاره ی خاموش نگاهی نا بهنگامم....بس !
هیچ عنکبوتی تو را به جای شته ی کور نخواهد گرفت.
دلم فریاد می خواهد ...
فعل ماضی مطلق !